آخرین مطالب
خانه / عرفان عملی / آغاز سلوک / راه دستیابی استاد عرفان

راه دستیابی استاد عرفان

کسی که می خواهد از راه ذکر و عبادت به تمرکز و توحد برسد و از شر پراکندگی رهایی یابد، باید دست کم چهل روز با راهنمایی و نظارت استادی – که با پیچ و خم برنامه های سیر و سلوک و به ویژه ریاضت آشناست – برنامه ویژه ای را از اذکار، اعمال و عبادات بگذراند و در آن برنامه، استاد راهنما برای سالک مرتاض، هم وقت ریاضت، هم نوع ذکر و عبادت و هم کم و کیف آن را مشخص می کند؛ چون هر وقت و زمانی، حکمی و خاصیتی دارد که در سایر اوقات نیست؛ هر ذکر و عبادتی، اثری دارد که در دیگری نیست، و هر کم و کیفی آن را مشخص می کند؛ چون هر وقت و زمانی، حکمی و خاصیتی دارد که در سایر اوقات نیست؛ هر ذکر و عبادتی، اثری دارد که در دیگری نیست، و هر کم و کیفی برای خود احکامی دارد که در دیگر کمیات و کیفیات نمی باشد که مهارت استاد این موارد را برای سالک روشن می کند و با توجه به شناختی که از سالک پیدا می کند، برنامه مناسب را برای او تعیین می کند و همه مراحل ریاضت را از زیر نظر می گیرد و در هر مرحله ای، سفارش های لازم را دارد و این خود از اموری است که ضرورت داشتن استاد را برای طی کردن درست برنامه سیر و سلوک عرفانی به اثبات می رساند و بر این اساس نمی توان خودسرانه عمل کرد و به نتیجه رسید.

اکنون اگر کسی بپرسد، چگونه می شود به محضر استادی مطمئن رسید و از راهنمایی ها و دستگیری های او بهره مند شد، در پاسخ این پرسش باید بگویم استاد دو گونه است: استادی؟ سالک درصدد پیداکردن اوست و استادی که او به دنبال توست که تو را پیدا کند و استعدادهای نهفته تو را به فعلیت برساند؛ به طور مسلم استادی که واقعا تو را به کمال می رساند و از هرگونه دکانداری به دور است و تو را برای خودت می خواهد، نه برای خودش، استاد نوع دوم است که به طور غیر مترقبه و از راه غیر معمول با روشی ویژه به او می رسی و از برکات وجودش بهره مند می شوی؛ ولی استاد نوع اول، ممکن است این گونه نباشد و تو ناخواسته به جای رسیدن به استاد، گرفتار رهزن دکاندار و معرکه گیر شوی که دنبال مرید و مرادبازی و دیگر طعمه ها و نواله های دنیایی است، چنین استادی، راه را که برای تو روشن نمی کند، تو را گرفتار برخی از انحراف ها نیز می کند و باید از شر دچار شدن به چنین رهزنانی به خداوند پناه برد؛ البته هدف من از این سخن، آن نیست که شخص به این بهانه، خودش را به طور کلی از جست و جو در پیدا کردن استاد معاف کند و از راهنمایی های انسان های خوش طینت و آگاه محروم شود؛ بلکه مراد این است که سالک، افزون بر این که در تکاپوست و در هر جایی، دنبال مراد این است که سالک، افزون بر این که در تکاپوست و در هر جایی، دنبال مراد خود است، نباید ساده باشد و بر اساس همین سادگی به دام رهزنان بیفتد؛ بلکه باید زیرک باشد و بداند در این مسیر، افراد شیطان صفت فرشته رو بسیار است.

همچنین افراد مدعی ساده لوح که گمان می کنند به جایی رسیده اند و شایستگی دستگیری از دیگران را دارند، بسیارند از این رو به سادگی هر ادعایی را از هر کسی بپذیرد و به هر کسی دست ارادت بدهد؛ ولی اگر کسی بپرسد، راه رسیدن به استاد نوع دوم چیست؟ در پاسخ باید گفت: اولا شخص باید افزون بر داشتن استعداد، فاصله میان علم و عملش را کم کند، یعنی برخلاف عملش عمل نکند، چیزی را که می داند نباید بگوید، نگوید، عملی را که می داند گناه است، ترک کند و چیزی را که می داند باید بگوید بگوید و پنهان نکند، و عملی را که می داند وظیفه است، انجام دهد و به بهانه های گوناگون از انجام دادن آن شانه خالی نکند، این امر – یعنی کم کردن فاصله میان عمل و علم – موجب می شود رحمت خاص الهی جوشش بگیرد و شخص را هر چه بیشتر از فیض خودش بهره مند کند و یکی از مصادیق آن، این است که فاصله میان سالک و اسبابی که در به کمال رسیدن او دخیل هستند و از جمله آن ها استاد است، برطرف شود و انسان به خدمت شخصی برسد که سخنش ایمان او را زیاد کند و عملش رغبت او را به آخرت افزایش دهد و نگاه کردنش او را به یاد خدا بیاندازد و مانند مرغی که جوجه هایش را زیر بال و پر خود می گیرد و آن ها را بزرگ می کند، این انسان ملکوتی هم، افراد مستعدی را که تحت تربیت خویش گرفته از عالم ظلمت و کثرت نجات داده، به عالم نور و وحدت می رساند.

ولی اگر میان علم و عمل سالک فاصله بود، این امر موجب می شود درهای آسمان به روی او بسته گردد و شخص به محرومیت دچار شود و ملکوت عالم به او بگوید که تو با داده هایی که تااکنون در اختیار تو قرار داده ایم چه کردی که از ما فیض دیگری طلب می کنی؟ آیا از عهده شکر آن ها برآمدی که خواسته تازه ای را مطرح می کنی؟ یا این که همه آن ها را کفران کردی و قدر آن ها را ندانستی؟ به طور مسلم اگر شکر نعمت ها و داده های گذشته را به جا آورده باشد، مصداق لن شکرتم لازیدنکم می شود و خداوند بر نعمت های داده شده می افزاید و افق های تازه ای را برای او باز می کند و هر دم از این باغ بری می رسد، تازه تر از تازه تری می رسد؛ ولی اگر شکر نعمت ها و داده های گذشته را به جا نیاورده باشد، مصداق ولن کفرتم ان عذابی لشدید(۳۵) خواهد شد و خداوند نه تنها بر نعمت ها و داده های پیش چیزی نمی افزاید؛ بلکه او را به عذاب و بدبختی دچار می کند.

خدای مهربان هیچ گاه موجود مستحقی را بی روزی نگذاشته، نمی گذارد و نخواهد گذاشت و ما باید روراستی مان را در عمل نشان دهیم تا ملکوت عالم بیش از پیش به ما رو کند و نیازهای واقعی ما را برطرف کند.

و ثانیا: لازم است شخص صادق شب ها یک یا نیم ساعت پیش از اذان صبح را غنیمت بشمارد و سر بر سجده بگذارد و صادقانه از خدا بخواهد او را به مرادش برساند و بر این خواسته اصرار بورزد و بداند که هر کسی در خانه ای را بکوبد و پای بفشارد، آن در باز می شود و بالاخره داخل می گردد و هر کسی دنبال چیزی باشد و پشتکار داشته باشد، آن را به دست خواهد آورد.

منبع؛ ریاضت در عرف عرفان، حسن رمضانی خراسانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *