آخرین مطالب

توحید الوهیت

توحید الوهیت می‌گوید که غیر از ”الله” کسی خدا نیست. در این روش که عموما با حرف “إلا” مطرح می‌شود اول با یک جمله نافیه مواجهیم که وجود هر خدایی را با “لا”ی نفی جنس رد می‌کند و سپس پس از حرف ”الا” وجود خدای یگانه را اثبات می‌کند: (هیچ خدایی نیست جز الله: لا اله الا الله).

اما خدایی که این نوع از توحید متذکر آن می‌گردد همان وجودی است که در توحید وجود آن را شرح دادیم که از آن در قرآن با اسم (هو) یاد می‌شود:

هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

قرآن می فرماید همان (هو) که اول و آخر و ظاهر و باطن است (الله) هم هست:

اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى

پس همان کسی که اول و آخر و ظاهر و باطن بود همان کس خدا هم هست و تمام اسمای حسنی را هم دارد.

توحید و وحدت خداوند در عالم خارج نیاز به شهادت و گواهی ما مخلوقات ندارد و او خود با وجود نامحدود خود بر خدایی خویشتن بر مظاهر و تجلیات خود گواهی می‌هد:

شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَالْمَلائِکَهُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

در آیه فوق که از سوره آل عمران ذکر شد، علاوه بر خدا فرشتگان و دانشمندان هم به توحید الوهیت آن وجود نامحدود که از آن در قرآن با عنوان (هو) یاد می‌شود شهادت می‌دهند ولی طبق آیات دیگر قرآن شهادت و گواهی خداوند کافی است: (و کفی بالله شهیدا).

در واقع خداوند متعال با وجود نامحدود و کارها و تجلیات خود خدایی خود را نشان می‌دهد و بدین وسیله بر آن گواهی می‌دهد و دیگران فقط بر گواهی او شهادت می‌دهند و اقرار می‌کنند. مخلوقات یکتایی و خدایی او را ثابت نمی‌کنند و او خود این کار را انجام می‌دهد و تجلیات او فقط می‌توانند بر گواهی وی به یکتاییش اعتراف کنند و آن را بپذیرند.

نکته دیگر اینکه عبارت (لا اله الا الله) به صراحت بیان می‌کند که خدایی جز “الله” نیست. اگر با دید دقیق عرفانی به این جمله بنگریم از آن این برداشت را می‌کنیم که هر چیزی هم که به عنوان خدا پرستیده شود جز او نمی‌تواند باشد چون اصولا خدایی جز او برای پرستش یافت نمی‌شود و چون همه عالم امکان تجلی خود اوست پس اصلا امکان ندارد که غیر از او پرستیده شود چون غیر از آن وجود نامحدود چیزی نیست و او جا برای غیر نگذاشته است و مخلوقات او تجلیات خود اویند و از گستره وجود نامحدود او بیرون نمی‌باشند و آیات و مظاهر همان وجود نامحدودند.

برای تایید این برداشت می‌توان به این جمله از دعای جوشن کبیر اشاره کرد که می‌فرماید: (یا من لا یعبد الا هو (ایاه): ای کسی که جز او پرستیده نمی‌شود).

پس شرکی که در مقابل این توحید است این است که مخلوقات و تجلیات وی در کنار او نعوذ بالله خدا فرض شود و آن ها را صاحب استقلال بدانیم.

غیر از او خدایی نیست و هر چه فرض شود فقط در ذهن آلوده شخص فرض کننده بر آن نام خدا اطلاق می‌شود و در عالم بیرون هیچ مطابقی ندارد.

خداوند در سوره نجم می‌فرماید: تصورات شما درباره خدایان دیگر فقط اسم‌هایی است که شما و پدرانتان در ذهنتان ساخته‌اید و خداوند برای آن هیچ دلیلی قرار نداده است. (= در عالم خارج هیچ مطابقی ندارد) آنها غیر از گمان خود و خواسته‌های خیالی خودشان چیزی را پیروی نمی‌کنند در حالی که از جانب پروردگارشان برایشان دلایل روشن آمده است:

إِنْ هِیَ إِلَّا أَسْمَاءٌ سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآَبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الْأَنْفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدَى

در سوره صافات آمده است که حضرت ابراهیم (ع) به قوم خود فرمود: (آیا دروغی را با صفت خدایی (که برایش پنداشته اید) غیر از خداوند می‌خواهید؟).

أَ إِفْکاً آلِهَهً دُونَ اللَّهِ تُرِیدُونَ

به جمله بت شکن تاریخ و پدر یکتاپرستان عالم، حضرت ابراهیم نبی(ع) توجه کنید که فرمودند:” أئفکا آلهه“و نفرمودند: آلهه إفکا. یعنی آلهه و خدایان مشرکین را صفت دروغ قرار داد و نه دروغ را صفت خدایان آنان که اگر این کار را می‌کرد خدایان را در ذهن خود یک اصالتی داده بود و آن وقت صفت “دروغین” را برایشان به کار می‌برد ولی با توجه به نگرش بالایی که انبیاء(ع) دارند ایشان دروغ بودن کار قومشان را اصل گرفتند و خدایان قوم را صفت آن دروغ قرار دادند که روشن است که تأکید ویژه آن حضرت(ع) را بر مسئله توحید نشان می‌دهد و این حقیقت را بیان می‌کند که اصلا خدایی جز (الله) نیست و هر چه غیر از او از مظاهر او به عنوان خدا فرض شود در واقع یک دروغ و توهم است که در ذهن شخص فرض کننده لقب خدا برایش در نظر گرفته شده است و این فرض به دلیل اینکه در عالم خارج هیچ مصداقی ندارد باطل محض است. در واقع همان تصور ذهنی مشرکان هم یک رشحه و تجلی از وجود لایتناهی حق تعالی است که در ذهن آنان آمده است.

منبع: پایگاه وحدت وجود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *