آخرین مطالب
خانه / معارف الهیه / عقاید اهل معرفت / خداشناسی / توحید وجود و وحدت وجود

توحید وجود و وحدت وجود

اولین توحیدی که لازم است هر قرآن پژوه آن را مد نظر داشته باشد”توحید وجود“است که تمامی توحید های دیگری که در قرآن کریم ذکر می شود بر اساس همین توحید می باشد و هر چقدر که انسان در اعتقاد به این توحید گرفتار شرک باشد به همان مقدار در انواع دیگر توحید هم مشرک می گردد.از”توحید وجود“در زبان فلاسفه و عرفا با عنوان”وحدت وجود“نام برده می شود.

وحدت وجود یعنی ما در سرای هستی یک وجود حقیقی بیشتر نداریم و بقیه فقط همانند آینه هایی وجود او را به ما نشان می دهند(به تعبیر قرآن آیات و نشانه های اویند)و از خود و برای خود، وجودی ندارند بلکه سراپا فقر به او هستند.ما آن وجود نامحدود را فقط در آیات و نشانه هایش می توانیم شهود کنیم و به ذات غیبیه آن راهی نداریم.آن وجود حقیقی همان خداوند است و نشانه هایش اگر با او فرض شوند همان مخلوقات و تجلیات او می باشند و اگر کسی آنها را مستقل و جدای از او بپندارد باطل و عدمی هستند.قرآن در سوره حج می فرماید که فقط خداوند حق است و آنچه غیر از او می خوانند خود باطل است و فقط خداوند بلندمرتبه بزرگ است. به عربی آیه از سوره  حج که مشابه آن در سوره لقمان هم آمده است توجه بفرمایید:

ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ

آیه بیان می کند که فقط خدا حق است و غیر از او(=من دونه)همان باطل است.در آیه ذکر شده روی واژه(من دونه=غیر از او)دقت کنید که مقصود از آن این است که همین که چیزی را جدای از خدا فرض کنیم باطل و معدوم می شود و گفتیم که اگر با خدا فرض کنیم آیات و نشانه ها و تجلیات او می شود.

پس ما در عالم یک وجود حقیقی بیشتر نداریم و آن هم ذات مقدس خداوند است.معروف ترین آیه ای که درباره توحید وجود و ذات خداوند و یا به اصطلاح عرفا وحدت وجود می توان بیان کرد شاید آیه سوم سوره حدید باشد:

هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

طبق دستور زبان عربی چون بر سر خبر در آیه ذکر شده(ال)آمده است حصر در مبتدا را می رساند یعنی فقط خداست که اول و آخر و ظاهر و باطن است و نه هیچ کس و یا هیچ چیز دیگر.

اما درباره توحید وجود خداوند از اصلی ترین آیات دیگری که می توان نام برد همه آیات سوره اخلاص می باشد که ما در حد خود به شرح آن می پردازیم.

قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّـهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾.

اولین آیه می فرماید:

قُلْ هُوَ اللَّـهُ أَحَدٌ

خداوند احد است یعنی یکی است و دومی ندارد.کلمه”واحد”هم همین معنی را می دهد با این تفاوت که می توان در کنار آن شخص دومی را هم فرض کرد.مولا علی(ع)در حدیثی که در توحید صدوق آمده است درباره ذات مقدس خداوند می فرمایند:((ما لا ثانی له لایدخل فی باب الاعداد=چیزی که دومی ندارد در مقوله اعداد وارد نمی شود)).پس در کنار خدا نمی توان چیز دیگری فرض کرد.از نگاه فلاسفه شمارش و اعداد فقط برای ماهیات(=مخلوقات)به کار می رود نه درباره وجود(=خداوند).

حضرت امام رضا(ع)هم در عیون اخبار الرضا می فرمایند:((احد لا بتاویل عدد=خداوند یکتا و یگانه ای است که در باب شمارش در نمی آید))یعنی نمی توان در کنار او دومی و سومی و… درنظر گرفت.

دومین آیه می فرماید:

اللَّـهُ الصَّمَدُ

امام باقر(ع)در حدیثی که شیخ صدوق(قدس سره)در کتاب “التوحید” آورده است،از پدرشان امام سجاد(ع)و ایشان هم از پدرشان امام حسین(ع)در توضیح واژه(صمد)بدین صورت می فرمایند:((الذی لا جوف له=چیزی که درونش تهی نیست)).یعنی خداوند در درون وجود خویش جا برای وجود دیگری نگذاشته است که البته این عبارت که((درونش تهی نیست))در مورد خداوند به معنای جسمانی به کار نمی رود چون آن معنای جسمانی در روایت دیگری نفی شده است و مخصوص برخی از مخلوقات(=ماهیات) است، نه خالق آن ها.

پس طبق آیه اول سوره “توحید” خداوند از بیرون جا برای دومی نگذاشته است چون”احد”است و طبق آیه دوم همین سوره از درون هم جا برای وجود دیگری نگذاشته است چون”صمد”است.در نتیجه او به معنی حقیقی کلمه بی نهایت است.

سومین آیه می فرماید:

لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ

یعنی او چیزی تولید نکرده است و خودش هم تولید شده از چیزی نیست.امام حسین(ع)ضمن حدیثی در توحید صدوق در شرح این آیه می فرمایند:((لم یخرج منه شیء=چیزی از او خارج نشده است))یعنی اینطور نیست که مخلوقات جدای از او باشند و او آن ها را تولید کرده باشد بلکه ظهورات و تجلیات او می باشند و همان وجود مقدس است که پیوسته آنان را ظهور می دهد.

چهارمین آیه می فرماید:

وَلَمْ یَکُن لَّهُ کُفُوًا أَحَدٌ

یعنی هیچ کس در هیچ زمینه ای شریک و همتای او نیست.چون وجود جا برای غیر از خود باقی نمی گذارد پس نه شریک دارد و نه ضدی دارد و نه مثلی برایش متصور است. حتی شیاطین هم در طول اراده خداوند کار می کنند و هرگز اینطور نیست که وجودی برای خود داشته باشند و با آن وجود در مقابل خداوند قرار بگیرند.

ما بقی توحید هایی که از قرآن کریم ذکر می شود پایه و اساس آن ها همین “توحید وجود“می باشد که گفتیم هر چقدر در اینتوحید دچار شرک باشیم در بقیه توحید ها هم به همان اندازه گرفتار شرک می شویم.البته مراتبی از شرک با مراتبی از ایمان قابل جمع است ولی بیشتر مردم چون در این توحید گرفتار شرک خفی اند در سایر توحید هایی که در قرآن ذکر می شود هم گرفتار مشکل شرک می باشند هرچند این شرک از نوع شرک خفی باشد.

و با توجه به همین نکته قرآن در سوره یوسف(ع)بیشتر مومنان را گرفتار شرک خفی می داند:

وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ

 

پایگاه وحدت وجود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *